لیکنېمقالی اوتبصرې

آیا شاهد پایان پروژه صهیونیزم هستیم ؟

آبراهام بورگ، که از سال ۱۹۹۹ الی ۲۰۰۳ به عنوان رئیس کنست (پارلمان)، اسرائیل خدمت کرده است، در مقاله‌ی که در سال ۲۰۰۳ به نشر رسید، پیش بینی نموده بود که «احتمال واقعی وجود دارد که نسل ما آخرین نسل صهیونیستی باشد. بورگ بر این باور بود که پروژه استعماری صهیونیستی که در قرن نوزدهم آغاز شده بود به پایان خود نزدیک شده و دیگر جایی در قرن بیست و یکم نخواهد داشت. ایلان پاپ، مورخ اسرائیلی ضد صهیونیستی، در نخستین روز های تجاوز اسرائیل به غزه پیش بینی بورگ را تکرار نموده، گفت: اسرائیل فقط یک دولت نیست، بلکه یک پروژه شهرک سازی برای جایگزینی میباشد، با اشاره بر اینکه در حال حاضر ما شاهد آغاز پایانی برای این پروژه هستیم.
ایلان پاپ در بیان خود اذعان داشت که پایان در آینده ای نزدیک نخواهد بود، زیرا آغاز سقوط صهیونیسم به گفته وی، طولانی و خطرناک خواهد بود، ممکن است چندین دهه ادامه یابد، اما او آن را سرنوشت اجتناب ناپذیری میخواند و میگوید «ما باید از هم اکنون برای آن آماده باشیم.» پاپ در این زمینه به شاخص های بسیاری اشاره کرده است که از نظر وی منادی فروپاشی رژیم صهیونیستی بوده و این شاخص ها در نوشته های بسیاری از مورخان و اندیشمندان در دهه های گذشته از جمله مرحوم عبدالوهاب الوهاب پرداخته شده است. فردی که بخش بزرگی از زندگی علمی خود را در سطح تئوری و عملی صرف مطالعه و برچیدن پروژه صهیونیسم نموده است.
این باور ممکن عجیب به نظر برسد، اما ماه‌های قبل از جنگ در نوار غزه صدها هزار اسرائیلی در تظاهرات گسترده علیه دولت نتانیاهو، در بحبوحه‌ای که در آن زمان به عنوان « اصلاحات قضایی» شناخته می‌شد، به خیابان‌ها ریختند. در آن زمان، دولت نتانیاهو به دنبال اصلاحات متعددی در قانون اساسی بود که اختیارات قوه قضاییه را به نفع قوه مجریه محدود می کرد.
برای درک اهمیت این تغییرات، ابتدا باید زمینه ای را که از آن پدید آمده است را درک کنیم. دولت راست‌گرای نتانیاهو یکی از افراطی‌ترین و نژادپرستانه‌ترین دولت‌ها در تاریخ این کشور اشغالگر تلقی می‌شود و در زمانی این تحولات رخ داد، که اسرائیل بیش از هر زمانی دیگری از بی ثباتی سیاسی رنج می‌برد، چون درگیری ها میان «صهیونیسم سکولار» و «صهیونیسم مذهبی» بود، که پاپ و دیگر مورخین خاورمیانه آن را زنگ پایان پروژه صهیونیستی می دانند.
پاپ می گوید که وضعیت ظاهری وحدت جامعه اسرائیل که در حال حاضر شاهد آن هستیم، با پایان جنگ اسرائیل در نوار غزه آغاز فروپاشی رژیم حاکم و وحدت نسبی در این کشور خواهد بود، حتی ممکن درگیری های مذهبی و سکولار در اسرائیل دوباره شعله ور خواهد شد.
پاپ می گوید، دولت صهیونیستی در آن زمان مبتنی بر یک باور اساسی بود و آن این است که یهودیان نمی توانند احساس امنیت کنند، مگر با حضور خود در یک کشور بنام اسرائیل که حکومت و قوانین آن را تحت کنترول داشته باشند.
دولت یهود در سال ۱۸۹۶ و پس از آن تأسیس دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸، به دلایل متعددی نتوانسته است، امنیت یهودیان را در قلمرو خود حفظ کند، که مهمترین آنها این است که هنوز هم وجود دارد.
بگونه مثال پیروی از همان منطق خشونت و شهرک سازی که بیش از ۷۵ سال از سوی رژیم نژاد پرست اسرائیل علیه فلسطینی ها ادامه دارد و سرزمین های آنها را اشغال می کند، خانه های آنها را تخریب و حقوق انسانی آنها را نیز سلب می نماید. تداوم این سیاست های ناکام که اخیرا منجر به عملیات سیل الاقصی حماس گردید، که شکست فاجعه بار دستگاه های استخباراتی اسرائیل را در قبال داشت که خود از نخستین و مهمترین شاخص های پایان پروژه صهیونیستی محسوب میشود.
شاخص های مهم آغاز فروپاشی پروژه صهیونیستی.
اسرائیل نتوانسته است به بستری راحت برای همه یهودیان از سراسر جهان تبدیل شود. همانطور که پروژه صهیونیستی از ابتدا بدین باور بود که قرن بیست و یکم شاهد موجی از مهاجرت یهودیان از سراسر جهان به سرزمین های اشغالی خواهد بود. اما نتیجه معکوس شد و ما شاهد مهاجرت یهودیان از سرزمین های اشغالی فلسطین به آمریکا و اروپا بوده ایم. تعداد شهرک نشینانی یهود که تا پایان سال ۲۰۲۰ اسرائیل را ترک کرده اند به هفت صدو پنجا هزار نفر رسیده بود، در حالی که این تعداد تا پایان سال ۲۰۲۲ به نو صد هزار نفر رسیده است.
از هفتم اکتوبر ۲۰۲۳، موج مهاجرت به خارج از اسرائیل به طور قابل توجهی افزایش یافته است. در سال‌های اخیر، بسیاری از نظر سنجی‌ها نشان داده‌است که یهودیان غربی که در حال حاضر در آمریکا و اروپا زندگی دارند، نسبت به یهودیانی که در سرزمین‌های اشغالی فلسطین زندگی می‌کنند، «شادتر» هستند و این چیزی است که در نسل جدید اسرائیل منعکس شده است. برای یهودیان، به عنوان پروژه صهیونیستی، اسرائیل دیگر جای امنی برای آنها نیست، بلکه برخلاف نسل های گذشته سرزمینی برای «یهود ستیزی» شده و حتی روند زندگی یهودیان خارج از اسرائیل را متاثر و مختل کرده است.
اجزای حیات اسرائیل از بیرون آن است نه از درون آن:
پروژه صهیونیستی استعمار خود را از سرزمین های فلسطینی به هدف جایگزینی استعمار انگلیس بنا کرد. بر اساس آنچه ماکسیم رودینسون مورخ فرانسوی در تحقیق خود به عنوان «فلسطین موردی منحصر به فرد در تاریخ استعمارزدایی» به آن اشاره کرده است که پروژه صهیونیستی انگلیس از جای شروع شد که به مهاجران یهود کمک می نمود، تا با سرکوب و آزار فلسطینیان موجودیت خود را اعلان بدارند، تا اینکه بر آنها مسلط گردند. این شیطنت های انگلیس بود که اساس وضعیت بحرانی را که تا حال شاهد آن هستیم، گذاشت و علیرغم پاکسازی استعمار انگلیس، فلسطینیان هرگز طعم آرامش و آزادی را نچشیدند.
استعمار صهیونیستی باور های خود را از اساسات امپریالیسم اروپایی در قرن نوزدهم گرفته است و بسیاری از مورخان و اندیشمندان معتقدند که دوام پروژه صهیونیستی برای بیش از هفتاد سال نه به دلیل موفقیت این پروژه، بلکه به دلیل اساسی بودن پروژه است. و در اصل دلیل تعیین کننده تداوم آن حمایت خارجی آمریکا و انگلیس است که حضور صهیونیستها را تقریباً در همه ابعاد به غرب وابسته کرده است و در غیر این صورت اسرائیل تا به امروز هرگز وجود نخواهد داشت.
روی همین دلایل، ما شاهد شکننده گی در جامعه اسرائیل هستیم که از آن رنج می‌برد، جامعه‌که پر از مشکلات و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی است که در آن همه با ترس و با احساس امنیت بسیار اندک زندگی می‌کنند.
از این جهت جنبش «پسا صهیونیزم» ایلان پاپ که خود از بنیان گذاران است در دهه ۱۹۸۰ در اسرائیل ظهور کرد. به گفته المسیری، این جنبش به معنای «پایان صهیونیسم» نامیده می شود و تابوهای جامعه اسرائیل را می شکند. به همین دلیل رژیم حاکم این جریان را دشمن دولت و حقانیت موجودیت آن می‌داند و به این دلیل است که این جنبش اصل اندیشه صهیونیستی را برچیده است و تضادهای فراوان در اندیشه اسرائیل و رژیم صهیونیستی حاکم را تا حال آشکار کرده است.

منبع: الجزیره – ترجمه و تخلیص: احمد ضیا سروری

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *