لیکنېمقالی اوتبصرې

اسرائیل به دنبال چیست ؟

بعد از شکست دادن و آواره ساختن یهود در جنگ جهانی دوم (۱۹۴۴ م) توسط نازیان آلمانی که در راس شان هتلر بود – سران و سیاستمداران یهود بسیار عاجل کوشیدند تا منسجم شده و قدرت را دوباره بدست بیاورند اما این دفعه بشکل بسیار اساسی و بنیادی! تا بعد از آن احد نتواند که یکی از آنان را هم به چنین حال و روز بافگند.
یهودان آن زمان بسیار زیرک و هوشیار بودند، چون کوشش کردند تا ستونهای بسیار بسیار مستحکم و اساسی اقتدار دوباره شان را محکم بسازند، از همین خاطر بود که قبل از همه روی معضله اقتصادی تمرکز کردند که اساس یک حکومت مقتدر و مداوم پنداشته میشود، اینان هر کار را کردند تا اوج ثروت را بدست بیاورند که موفق هم شدند.
وقت که ثروت را تا حدود جمع آوری کرد ند تلاش نمودند که جوانب مقابلش را فقیر و مدیون خد سازند، پس شروع کردند به تجارت و روابط اقتصادی عمیق و کلیدی تا که در اکثر دولت های غربی و عربی سرمایه گذاری نمودند، بعد ازان که بازار را در دستان خود گرفتند روی مسئله یک شورا جهانی (که بتواند تمام کره زمین را اداره نماید) تمرکز کرده تا اینکه در سال (۱۹۴۵م) موفق به میان آوردن جامعه بین المللی شدند، من اینرا بسیار به جرئت میگویم که طرح بین الملل فقط مفکوره سران بنی اسرائیل بود، چرا که با مجرد تأسیسش اینان به اساس مصئونیت قضائی و حمایت مستقیم شورا بین الملل از هر گوشه و کنار جهان که توسط هتلر آواره شده بودند به سرزمین مقدس فلسطین رو آوردند و مهاجرت ها را ادامه دادند، آن هم تحت این شعار که (عربان مهمان نواز هستند) اما عرب ها خبر نبودند که در قلب جزیره های شان زخم ناسور و یا دانه سرطان پیدا خواهد شد آن هم به حمایت و تحریک مستقیم و غیر مستقیم جامعه بین المللی.
جالب اینجاست که بسیار زود و در ضرب فقط چهار سال یهودان جهان که در سرزمین مقدس پناه خواسته بودند اعلان یک دولت بنام اسرائیل کردند که در رئس این حرکت نمک حرام، غاصبانه و نامردانه شان حزب سهیونیست یهودان بود که بزرګترین هدف شان تأسیس یک دولت مقتدر، مستحکم و فراګیر یهود است، وقت که عربان مهمان نواز فهمیدند که نقشه اینان شوم است، عاجل به میدان عمل آمدند عجالتاً آن از چهار طرف علیه دولت جدید اسرائیل حملات مسلحانه و گسترده انجام دادند اما در نتیجه شکست خوردند! چرا؟ چون دیګر دیر شده بود و بین الملل جمع تمام غربیها بخصوص قدرت نظامی ناټو با اسرائیل همنظر وهمکار بودند.
وقت که عربهای مهمان نواز مقاومت بینظیر پناهندگان یهود را دیدند حیران شدند که چرا همه ما غافلگیر شدیم و اینگونه گول خوردیم؟ اما اینگونه پشیمانی ها دیگر فائده نداشت چون زمان را از دست داده بودند.
بعد از چندین دهه که تاخت تاز اسرائیل غاصب دوام داشت یک جنگ شش روزه دیگرد در سال (۱۹۶۷م) بین عربها و اسرائیل باز درگرفت که آن هم به نفع اسرائیل تمام شد، چون بین الملل مداخله کرد که در نتیجه فلسطین را تجزیه نمود وچهار پارچه ساخت (کرانه باختری، اسرائیل، غزه، بیت المقدس) کرانه باختری و غزه را به فلسطینیان داد، بیت المقدس را به خود اختصاص داد و بقیه خاک فلسطین را به مهمانان اشغالگر که بعدها بیت المقدس را هم در خفا به اسرائیل واگذار کرد تا آن که اسرائیل غاصب بلندیهای جولان را نیز تصاحب نمود که بعدش امریکا رسماً آنرا حق اسرائیل خواند.
پس هدف اصلی اسرائیل در قبال جنگ غزه پیوستن غزه به دولت غاصب اسرائیل است که ممکن در آینده نزدیک این طرح را از طرف همین بین الملل ناعادل مطرح هم شود.
ولی اگر عربها باز هم هوشیار نشوند و از غزه دفاع وجدانی و ایمانی که فریضه شان است نکنند هدف بعدی اسرائیل کرانه باختری، بعدش سوریه، لبنان، مصر و حتی تمام جزائر عربی خواهد بود، یعنی عربها رهایی از جنگ با جهان غرب را ندارند، و هیچ وقت آنان را آرام نخواهند گذاشت! پس بهترین راه همین است که اسرائیل همین که در مخروبه های غزه فعلی سرکوب شوند و اگر نه والله قسم که بعد از اشغال غزه نوبت اطراف اسرائیل است و در کل تمام شبه جزیره عرب.در آخر به صراحت میگویم که آفرین بر جوانان شجاع و دلیر غزه! من فکر نمیکردم که عربان معاصر اینگونه فداکاری نمایند اما از طرف من به هر فرد شجاع آنان (مرد و زن شان) سلام! واقعا که دفاع میکنند، آفرین شان، خداوند حمایت شان کنند، ماشاءالله اللم انصرهم.

امین وردګ

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button