ټولنه اوکلتورلیکنې

ترویج کتابخوانی، گریز از تاریکی به سمت افق‌ روشنایی

کتاب و متون آن به مثابه غذای روح است، همانطوری که جسم فیزیکی بدون صرف غذا نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد، وضعیت روحانی انسان نیز در عدم مطالعه، فرتوت و کسل می‌گردد. برای هر انسان ضرورت است تا در هر 24 ساعت متناسب با وضعیت کاری اش حد اقل دو الی سه ساعت را صرف مطالعه کتب پر محتوی نماید، تا از بیماری یأس و سرخوردگی رهایی یابد. در فقدان مطالعه، انسان در تاریکی قرار دارد که هیچ عاملی نمیتواند او را به سوی نور و روشنایی باطنی رهنمون سازد، گذر از تاریکی به سمت روشنایی تنها با مطالعات هر روزه ممکن است، باید تلاش نمود تا کتاب های خوب مطالعه نمود، کتابهایی که برگرفته از آثار اندیشمندان مشهور جهان است و گذر زمان، آنان را از عرصه‌ی فرهنگ جهانی حذف نتوانسته است.
با تأسف باید یاد کرد در افغانستان همانند بسیاری از عرصه‌ ها، کتاب و کتاب ‌خوانی نه تنها با چالش‌ های ناگواری مواجه است بلکه اساساً جایگاه حایز اهمیت و لازم را دارا نیست. هر چند گفته می شود که وجود چالش ‌هایی از قبیل عدم رشد فرهنگ کتاب‌خوانی در میان اقشار گوناگون، ضعف اقتصادی، گران تمام شدن قیمت چاپ کتاب در داخل کشور، گران بودن قیمت کتاب، از آشکارترین چالش های کتابخوانی در کشور خوانده می شود، اما متاسفانه ضعف فرهنگی و بی توجهی به فرهنگ و به ویژه به فرهنگ کتابخوانی ریشه های بنیادی در جامعه دارد. اما خوش بختانه با وجود چنین مشکلات و چالش هایی و وضعیت ناگواری که کتاب و فرهنگ کتاب ‌خوانی در کشور دارد، افرادی پیدا می شوند و گروه های وجود دارند که سعی دارند به هر طریق ممکن به اعتلای این فرهنگ در میان اقشار مختلف جامعه کمک کنند و راه ‌هایی را برای افزایش میل و علاقه مردم به کتاب و کتاب‌ خوانی دریافته و ارائه میدهند که چنین آدرس هایی کماکان برای اهل مطالعه در وضعیت کنونی نیز قابل دسترسی است.
واقعیت امر این است که حال مردم ما در پی آن هستند تا یک زندگی خوب و انسانی داشته باشند، از مصیبت های جنگ و ناامنی در امان بوده و آینده صلح آمیز و مترقی را برای خود رقم زنند این هدف والا تحقق نخواهد یافت مگر این که درجه فرهنگ و درک خود را ارتقاء بخشند. درجه فرهنگ و درک نیز افزایش نخواهد یافت مگر این که عزم آموختن و مطالعه و کتابخوانی و فکر کردن را در وجود خود زنده سازند و در زندگی فردی و خانوادگی و جمعی برای آن جای و موقعیتی و اهمیتی بسزا قایل گردند. امروز اگر اروپا به درجه از پیشرفت و ترقی دست یافته و مرزهای دانش را پی درپی در می نوردد به اذعان همه مورخان و اهل خبره این وضعیت از هنگامی رخ نمود که آنان به فرهنگ و دانش روی آوردند . بنابراین راه خوش بختی ملت ها و نیز نجات ما از این زندگی روزمرگی و تیره آنست که درخت دانش و فرهنگ را در وجود فردی و اجتماعی خود بارورسازیم.
ما صلح و امنیت و ترقی را همیشه از آدرس جنگ و سیاست نباید سراغ بگیریم. بلکه راه های دیگری نیز وجود دارند که چه بسا اساسی تر و بنیادی تر باشند. یکی از آن راه های عمده رسیدن به صلح و امنیت و پیشرفت و داشتن کشور آباد این است که فرهنگ مطالعه و کتابخوانی را ترویج دهیم. با چالش ها و موانع آن مقابله نموده و زمینه آن را فراهم سازیم.
برای ترویج فرهنگ کتابخوانی و مقابله با موانع یا رفع چالش ها می توان راهبرد های مختلفی را ارایه داشت. انتظار برده می شود که هر شهروند و نهاد فرهنگی و علمی و سیاسی و اجتماعی برای ارتقاء فهم و درک جامعه در این راستا تلاش ورزد. اما اینک به صورت مشخص برای رفع موانع و ایجاد زمینه و بستر لازم جهت ترویج و توسعه فرهنگ کتابخوانی می توان به موارد زیر اشاره داشت: خانواده، نظام آموزشی (حکومت)، كتابخانه‌ها و کتابداران.
در مورد خانواده باید اذعان کرد که خانواده عامل بسیار موثری در ایجاد ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی است. محیط و شرایط خانواده، روش تربیتی و آموزشی والدین ، طرز تفکر و نگرش والدین در رابطه با مطالعه و کتابخوانی، وجود کتب و نشریات قابل دسترس و هم چنین سطح اقتصادی و پایگاه اجتماعی خانواده، نقش به سزایی در تقویت و ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی و نهادینه شدن آن دارد.
در ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی پس از خانواده، نظام آموزشی یا مکاتب دشوارترین وظیفه و مسئولیت را در این راستا بر عهده دارند. اگر شاگردان مکاتب در مکاتب با كتاب آشنا شده و لذت مطالعه، خودآموزی و افزایش معلومات عمومی را درك كنند و فرهنگ و روحیه مطالعه در آنها ریشه گرفته و نهادینه شود ، در تمام دوران زندگی، از كتاب دست بر نخواهند داشت. در این مورد برخی از کارشناسان ذیربط معتقدند که روش‌ های تدریس جذاب ‌تر، شاگردان مکاتب را بیشتر به مطالعه علاقمند می سازد. بکار بستن روش‌ هایی چون بازدید شاگردان از كتابخانه ‌های عمومی و خصوصی ، گرفتن آمار كتاب ‌ها به عنوان كار عملی از مراكز فروش كتاب در سطح شهر، آزاد گذاشتن شاگردان مکاتب در انتخاب منبع برای انجام تحقیق و كار های درسی ، در دسترس قرار دادن كتابخانه ‌های عمومی، ایجاد کتابخانه های غنی در مکاتب ، آموزش و نمایش فیلم ‌ها و سریال‌ های تلویزیونی برای ترغیب و تشویق شاگردان مکاتب و حتا مردم به مطالعه بیشتر و کتابخوانی، كرایه دادن كتاب ‌ها و یا فروش آن ها به صورت قسطی و …چنین روش‌ هایی می ‌توانند در نهایت به نهادینه شدن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی کمک شایانی بنماید.
در ادامه از جمله عناصری که برای ترویج و نهادینه شدن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی بسیار مهم و تعیین کننده دانسته می شود نقش حکومت و رسانه های همگانی است. به تعبیر دیگر شیوه حکومت داری و هم چنین شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه، نقش بزرگ و غیر قابل انکاری در ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی دارند. در این زمینه نقش فرهنگ، سنت های اجتماعی و متولیان فرهنگی بیش از همه مهم و حیاتی جلوه می کند. هرچند توسعه فرهنگ مطالعه و كتابخوانی، یك عزم همگانی را می‌طلبد ولی سهم حکومت نیز بسیار مهم و تعیین کننده است. حکومت به عنوان متولی بسیاری از امور فرهنگی، با در اختیار داشتن رسانه های گروهی، سازمان ها و نهاد های دخیل و ذیربط، و با سیاست گذاری های دقیق و کلان ، نقش به سزایی در ایجاد فرهنگ مطالعه و نهادینه شدن فرهنگ کتابخوانی می تواند ایفا کند. بطور مثال ساده ترین کاری که حکومت می تواند برای ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی انجام دهد برگزاری نمایشگاه ‌های كتاب در سطح کشور و ولایت ها و نیز اهدای جوایز ادبی، علمی و فرهنگی به ناشرین و کتابخوانان و نویسندگان، اهدای كتاب به بهانه های گوناگون ، حمایت های مالی از خریداران کتاب از طرق مختلف و توجه به زیرساخت ‌های لازم برای تقویت فرهنگ مطالعه و كتابخوانی است.
آنچه در پایان نباید فراموش نمود این است که در زمینه توسعه و نهادینه شدن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی عمومی ناشران و كتاب فروشی‌ ها هم به نوبه خود نقش بسیار موثری در اشاعه فرهنگ كتابخوانی ایفا می توانند. میزان توجه ناشران به تمایلات و نیازهای خوانندگان، رعایت استاندرد های چاپ و نشر و هم چنین گسترش قلمرو نمایش و توزیع كتاب توسط كتاب فروشی‌ ها مطابق به نیازمندی کتابخوانان از جمله عوامل اثرگذاری در گرایش مردم به سمت و سوی مطالعه می ‌باشد. هم چنین توجه به اموری چون كیفیت برتر كتاب، اعم از جذابیت ظاهری، نحوه صفحه آرایی و حروف چینی، شیوه طراحی و رنگ آمیزی، تصاویر روی جلد و درون متن، حجم، قطع و كیفیت چاپ و صحافی و هم چنین ویژگی‌ های محتوایی و مسائل مربوط به ویراستاری كتاب و… مواردی هستند که در جهت ترویج و نهادینه ساختن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی بایستی مد نظر ناشران، نویسندگان، ویراستاران و به طور كلی متولیان عرصه چاپ و نشر کتاب قرارگیرد.

سجادی

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *