ټولنه اوکلتور

عدالت وتحقق عینی آن در جامعه

عدالت اجتماعی یکی از شاخص های کلیدی جامعه بشری است که منظوراز آن  تقسیم منصفانه ی منابع در یک جامعه
می باشد به این معنا ؛قانون باید به سطح قابل قبولی در یک جامعه تطبیق ومنابع هم مساویانه در یک جامعه در نظر گرفته شود تا فرصت ها را تضمین کند .

تعاریف موجود درباره مفهوم عدالت اجتماعی قدمتی به پیمانه تمدن بشر دارد،انسان ازابتدا تا کنون همواره به دنبال مدلی از عدالت بوده تا بتواند مناسبات اجتماعی را سازماندهی کند.

اگرچه عدالت اجتماعی از جمله مفاهیمی است که عقل جمعی بشر آن را امری پسندیده می شمارد ،اما پاسخ به این پرسش که عدالت اجتماعی یقیناً به چه معناست ،دشواراست به عبارت دیگربا توجه به وضعیت موجود بشر در جهان معاصر،تقسیم نا برابر قدرت ،عدم امکانات تولید وثروت ،همچنان تطبیق  نا مساویانه پروژه ها ،عرضه نا برابرآموزش وپرورش و… واقعیت های انکار نا پذیر عموم  جامعه بشری است که از آن انکار نمی شود.به هرصورت منظور از بحث عدالت در اینجا عدالت اجتماعی است، ازاینرو نظریاتی گوناگون را که از زوایای مختلف به تعریف و تبیین عدالت اجتماعی پرداخته اند، مطرح می سازیم ، اما بهتر آنست ،عدالت اجتماعی را از منظراسلام به واکاوی بگیریم.بنابرین عدالت در اسلام، از زیر بنایی ترین مفاهیمی است که تحقق عینی آن در جامعه، از مهم ترین اهداف اجتماعی و سیاسی این دین ذکر شده است.غالبآ دیدگا ها ، نظریه ها و نظام هاي سیاسی ، سعی نموده اند به طور نظري و عملی ،ازاین دریچه استفاده بهینه نمایند ، زیراهمه ی انبیاي الهی براي تحقق این اصل مبعوث شده اند و دین مبین اسلام هم به عنوان آخرین دین، تحقق عدالت اجتماعی را سر لوحه اهداف خود قرار داده است و از این روست که می بینیم آیات بسیاري پیرامون عدالت و واژه هاي مترادف به آن وجود دارد؛ به گونه اي که پیشوایان دین در کلامی ، قرآن عظیم الشان را منبع عدالت نامیده اند..

از سپیده‏دم آفرینش ، بشر عدالت اجتماعی را به عنوان یک گرایش باطنی شناخته و به آن روی آورده و مبنای قوانین و قضاوت قرار داده اند، زیرا هیچ چیز به اندازه پایمال شدن حق ضعیف و مظلوم  ، برای فطرت بشر، زجرآور و نفرت‏انگیز نیست و هیچ چیزی هم به اندازه بی‏عدالتی، کینه و دشمنی را در قلبها پدید نمی‏آورد. علت بسیاری از انقلابها، فقدان عدالت اجتماعی در جامعه بوده است و به همین رو تمام  انسانهای آزاده تاریخ با اندیشه عدالت وتحقق آن ؛ حرکت های اصلاحی را آغاز نموده و یکی از اهداف اصلی آزادی خواهان نیز رفع تبعیض و برقراری عدالت اجتماعی بوده است. انسانهایی که مخاطب این حکیمان و مصلحان واقع شده‏اند، تشنه عدالت و سراپاگوش به فرمان و چشم به راه تحقق این آرمان ،همچنان بالاترین فضیلت انسانی بوده‏اند.

فراتر از همه،تحقق عدالت آرمان دینی و الهی است که تمام پیامبران برای تحقق آن ، رسالت یافته و بسیاری نیز در راه عدالت جان خود را ازدست داده اند و اکنون جنبش های  اسلامی نیز در تداوم این رسالت و ایده مقدس، در پی آن اند که الگوی توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی خود را از مسیر عدالت اجتماعی برپا بدارند ، لذا برپایی عدالت اجتماعی را شعار اصلی و در رأس برنامه‏های اصلاحی خود قرار داده ،تا جامعه ‏براساس عدل قرآنی بنا یابد. روی این اساس در جامعه اسلامی باید وضعیت معیشتی به گونه‏یی باشد که تمامی افراد جامعه ازامکانات زندگی در زمینه‏ها مانند عرضه خدمات صحی ، تغذیه، آموزش، مسکن و… در حد کفاف برخوردار باشند. این ضروریات و رفاه عمومی  ، مستلزم رفع فقر از جامعه نیز هست و نیازی به طرح این امر به عنوان هدفی مستقل از اهداف اقتصاد نمی‏باشد. در این زمینه به اجمال اشاره می‏کنیم که فقر و غنا از مفاهیم مؤثر در اقتصاد اند که دیدگاه هر آیین اعتقادی و اجتماعی نسبت به آن در رفتارهای اقتصادی پیروان آن مکتب و نظام اقتصادی آن، تأثیر بسزایی دارد.

بنابراین در نظام های اسلامی که حرف از عدالت گفته می شود ؛سرمایه های طبیعی و اموال عمومی، متعلق به همه افراد جامعه است و همگان در برخورداری از آن مساوی هستند. البته این مسئله با این که برخی به خاطر تلاش بیشتر استحقاق بیشتری داشته باشند،مشکلی ندارد، به شرط آن که امکانات و زمینه تلاش و فعالیت ،برای همه یک سان فراهم شود .

این جاست که معلوم می‏شود ، فضایل روحی و معنوی ،مجوزی برای برخورداریی بیشتر از بیت‏المال نیست ؛ زیرا بیت‏المال متعلق به عموم مردم یک کشور است و هیچ کس به هیچ  بهانه ی نمی‏تواند موجب برخورداری از سهم بیشتر شود، چه رسد به آن که افرادی بر اثر وابستگی به فلان شخص ،خانواده و قبیله خود را مستحق سهم زیادتری از اموال عمومی بدانند. البته وظیفه همگان  به ویژه حاکم اسلامی پیش از همه از بین بردن استفاده جویی های بی مورد در جامعه است،زیرا این امر زمینه ساز تحقق عدالت اجتماعی است. تفاوت نمی‏کند که این روحیه در تاجر و سرمایه دار وافراد توانمند  باشد یا صاحب مقام یا عالم دارای موقعیت سیاسی ،اجتماعی و یاسایر اقشار مردم. تا وقتی که سرمایه دار به خاطر ثروتش، صاحب منصب به خاطر موقعیتش  و… خود را بیش از دیگران «ذی حق» بداند و از نظام  اسلامی در برخورداری از بیت‏المال «متوقع» باشد ، عدالت اجتماعی محقق نخواهد شد.

احمد

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

Back to top button