مقالی اوتبصرې

مجاهد: بحث فراگیر بودن و فراگیر نبودن حکومت مسأله داخلی است

در جهان امروز نظام ها تحت عناوین مختلف عرض اندام نموده اند مانند: پادشاهی مشروطه، پادشاهی مطلقه، دولت های موقت، دولت های تک حزبی، جمهوریت پارلمانی، جمهوریت ریاستی و … اما مسلمانان بعد از بعثت پیامبر گرامی اسلامی (ص) در سده هفتم میلادی از شبه جزیره عربستان، دست به تشکیل نظام های اسلامی زدند که بدون شک توسعه تاریخی اسلامی بر ساختار سیاسی، اقتصادی و نظامی چه در خارج و چه در داخل جهان اسلامی تأثیر گذاشت، اما امروز شماری از کشورهای قدرتمند جهان، بدون این که به تاریخ جهان اسلام رجوع کنند، در صدد تحمیل نظام های دلخواه خود بردیگر کشورها به ویژه نظام های اسلامی اند، در حالی که حکومت های اسلامی در مطابقت به شریعت غرای محمدی (ص) راه و روش منحصر به خود را دارند؛ قرآن عظیم الشأن و احادیث پیامبر گرامی اسلام (ص) سرمشق و ترسیم کننده راه و روش نظام های اسلامی و تطبیق کننده عدالت اجتماعی است، زیرا مسلمانان به این باور اند که تطبیق شریعت اسلامی و احکام الهی در نظام های اسلامی، سبب خیر و فلاح ملت مسلمان هم در دنیا و هم در آخرت می شود و نظام های سکولاریزم، لیبرالیسم و … هیچگاهی جواب گوی رفع معضلات در جامعه نخواهند بود.
روی این اساس نظام کنونی افغانستان هم با حفظ حدود و قوانین اسلامی می تواند در قالب امارت اسلامی، جنبه عملی بیابد، طبیعی است، حاکمیت در چنین حکومتی از آن خداوند است، مهمتر از همه رجوع به آرای عمومی نیز در چارچوب احکام دین صورت می گیرد.

به تازگی سفارت امریکا برای افغانستان که از دوحه ی قطر فعالیت می کند، بار دیگر با تمام پررویی بر ایجاد حکومت فراگیر در افغانستان، تأکید کرده و گفته که شکل گیری حکومت فراگیر در افغانستان، سبب می شود تا صدای همه افغانان شنیده شود که این نسخه تکراری و باطل کشورهای غربی به خصوص امریکا واکنش هایی را در سطح افغانستان به همراه داشت.
مولوی ذبیح الله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی گفته است که این خواست ها از سوی حکومت کنونی پذیرفتنی نیست و بحث فراگیر بودن و فراگیر نبودن حکومت امارت اسلامی مسأله داخلی افغانستان است که کشورها نباید در آن مداخله کنند، اگر فراگیر به این معنا باشد که اقوام مختلف در حکومت جا داشته باشند، همین نظام کونی متشکل از تمامی اقوام ساکن در کشور است.
آگاهان امور سیاسی به این باور اند، امریکا این بار میخواهد که زیرنام دموکراسی وارزشهای آن، اغراض و اهداف خود را تعقیب کند، اما بداند که امروز نه تنها مردم افغانستان بلکه جهان نیز پی برده اند که امریکا در طول تاریخ نقش جنگ افروزی را داشته با شعار ارزشهای دموکراتیک و حقوق بشر به کشورها هجوم می آورد تا اهداف خود را دنبال کند.
بنابراین اگر امریکا و زمامداران آن اندکی وجدان بیدار داشته باشند به جای ترسیم خط و نشان و مداخله در امور داخلی افغانستان، در بازسازی مخروبه هایی که در بیست سال پسین از دست امریکا و شرکایش در این کشور صورت گرفت، سهم بگیرند، زیرا آبادانی و شکوفایی یک کشور به خصوص افغانستان به پایتخت و چند شهر، خلاصه نمی شود.
امروز اگر جوانان ما از عدم اشتغال در راه مهاجرت طعمه ماهی ها و یا غرق دریاها می شوند و یا هم در مسیر راه های صعب العبور جان می دهند و یا هم توسط قاچاقبران انسان زجر می شکند، دلیل آن تخریب زیرساخت های کشور توسط قوای اشغالگر امریکا و هم پیمانانش است. در حالی که اگر امریکا مانند شعارهایش در بیست سال حضور غیر قانونی اش در افغانستان، می خواست به مردم این سرزمین کاری را انجام دهد، باید به جای رایج ساختن استعمال مواد مخدر و مدهوش ساختن جوانان ما و نهادینه کردن فرهنگ مبتذل غربی به احداث راه ها، شاهراه ها، کانال های آب و زیر آب ساختن زمین های بکر و بایر مبادرت می ورزید، تا ملت پابرهنه افغانستان را از سرگردانی به ملک های دیگر، رهایی می بخشید.
روی این اساس ملت افغانستان با پشت سرگذاشتن روزهای سیاه به این نتیجه رسیده اند که هیچ بیگانه یی بدون اهداف و اغراض خود در کشور دیگر، دست به آبادی نمی زند و این خود افغانان اند که باید نظام دلخواه خود راحمایت و کشور را به توسعه و ترقی برسانند.
بنابراین مردم افغانستان از تمام کشورها به ویژه آنانی که در دو دهه اخیر بالای مردم ما بم افگندند، دهات، قصبات و زیرساخت های کشور را تخریب کردند می خواهند در چارچوب قوانین بین المللی راه تعامل را با مردم افغانستان در پیش گیرند و سهم خود را در بازسازی و عمران افغانستان ادا نمایند.

نویسنده: احمد

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *