لیکنېمقالی اوتبصرې

کشورهای خارج محل امن برای جوانان نیست!

اول بايد بدانيم که وقتي يک سيستم و تشکيلات برمبناي يک انديشه و تفکر غير ديني بخصوص غير اسلامي در يک جامعه ومردم درهر يکي از مقاطع تاريخ بشري سلطه مي يابند چه عوارض و تبعاتي بر سرنوشت انسان و تاريخ وي بجا مي ماند؟ زيرا بدون شناخت همه جانبه علمي يک انديشه سياسي و عوارض آن نه ميتوان به اصل زرين قرآن پاک که مي فرمايند . ترجمه: « اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد همگى به اطاعت [خدا] درآييد و گامهاى شيطان را دنبال مكنيد كه او براى شما دشمنى آشكار است» (سورت بقره – آيه 208) توصل يافت يعني اينکه ما به عنوان کساني که خواستار عدالت و آزادي انسان درچارچوب دين مبين اسلام هستيم اين اصل را بايد در نظر داشته باشيم که همه پهلوهاي زندگي اعم از اقتصادي ، سياسي وفرهنگي ما بايد برخط زرين توحيد که مسيرعقلاني وادامه دهند راه همه انبيأع وسرانجام وقتي آخرين قافله سالارانبيأ حضرت محمد صلي الله عليه واله وسلم با پيام زرين ترجمه: « امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم» ( سورت مائده – آيه 3) درسرزمين حجازظهور يافت وپيامبر اسلام توانست براي نخستين بار اسلام را متناسب با شرائط عمومي جامعه به عنوان يک مجموعه فکري سازندگي ومکتب رهايي بخش درعرصهء سياسي،اجتماعي و فرهنگي عرضه کند . يعني اسلام را در تمامي عرصه هاي زندگي اعم از نظام اقتصادي ، فرهنگي و سياسي به عنوان دين آزادي بخش حاکم ساخت . البته اسلام از آنگاه به ملعبه توجيه قدرت و هوسهایي ازحاکمان و جباران درآمد که عده اي منفعت طلب که حکومت هاي شرک و طاغوت را در بدل چند ديناري بنام نظام هاي تطهير شده و بنام دين حضرت رسول اکرم و يارانش عرضه ميکرد.خلاصه اينکه در مدت بيست سال گذشته نيز نظام اقتصادي بازارآزاد برهمه ارزشهاي تاريخي و سنت هاي ديني که بدون شک اکثريت حاملان و اجرأ کننده گان آن نه تنها با آن ارزشها وسنت ها نا آشنا بودند بلکه يک نسلي دُم بريده با تاريخ وتمدن گذشته دربسترآن نظام مافيائي به دنيا آمده بود،سخت شگفت انگيز آنجا و آنگاه است که برخي ازسران آن نظام مافيائي و طاغوتي که بنياد آن قبل ازکنفرانس تاريخي بن در بستر نا عادلانه اقتصادي و اجتماعي گذشته شده بود با تظاهر برظواهرشريعت و دين اسلام خودرا نوابغ مذهبي و حتي مؤلفان آثار بلند علمي وتحقيقاتي ميدانستند، در حاليکه آنها حاميان همان نظام اقتصادي بازار آزاد مافيایي بودند که فقط بصورت سنتي وتاريخي در سرزميني بنام افغانستان زاده شده بودند . هيچکسي نه ميتواند انکار کند که در طي بيست سال حاکميت شبه مذهبي و شبه سکولار نظام جمهوري در افغانستان اکثر مدعيان رهبري جهاد عليه اشغالگران روسيه شوروي جاده صاف کن نظام حاکم شبه سرمايه داري بودند که اکثريتي از مردم مجاهد افغانستان را که مظالم کشور هاي همسايه را در طول جهاد عليه روسها به چشم سر مشاهده کرده بودند و پس از ختم جهاد مقدس عليه ارتش سرخ شوروي بداخل افغانستان آمده بودند از سوي همين دلالان شبه جهادي جوقه ، جوقه معامله مي شدند و طبيعي است که اين نسل جوان که خود وياهم پدران شان زماني بانگ الله اکبررا سرميدادند وديوارهاي بزرگترين امپراطوري قرن را درهم شکسته بودند جراثيم مهلکي که از آب دالروسائرامتيازات و نعايم مادي و مواجب مالي تغذيه مي شد با سرعت وقدرت مافيایي ودرعين حال نرم افزاري تمامي وجود شان را فراميگرفت وبدين سان نسل جوان کشور افغانستان را برامتيازات و نعايم مادي معتاد مي ساخت . طبيعي است که در چنين حال واحوال مُزد بگيران شبه روشنفکر ، علماي سؤمذهبي و جامعه شناسان مزدور وقتي پس از بيست سال مي بينند ومي بينيم که اين حالتي از خود بيگانه شدن انسان در تاريخ را نه در يک قشر معين و نه دريک گروه تابلودار بلکه با کمک گرفتن ازهمان ابزار تبليغاتي همچون راديو، تلويزيون ،روزنامه هاي گوناگون وغيره که سالها قبل برآن غلبه حاصل نموده اند وازدست دعوتگران و مؤمنان با انگيزه ها و بهانه هاي گوناگون شبه مذهبي و خرافاتي بيرون ساخته اند ، شمع عصيان و نه گفتن دربرابر استبداد که بر تنه هاي مجروح اين نسل جوان در طول همه تاريخ مبارزاتي روشن شده بود آرام ، آرام خاموش مي ساخت . جالب است که حکومت امارت اسلامي نيزباعدم فهم ازنظام اقتصادي دراسلام بويژه درعصرجديد که بربنياد هاي مستحکم توحيد وعدالت استوارميباشد بدون آنکه آثار وعوارض نظام بيست ساله نظام ساقط شده وفاسد گذشته را شناسائي نمايند کفش کهنه وژنده آن نظام رادرحالي برپانموده اندکه شعارشکست پنجاه وچند کشورکفرواشغال به سرکرده گي امريکا را سرمي دهند. واقيعت اين است که ما در عصري زندگي ميکنيم اگرجهان درقرن بيستم مانند يک دهکده بود درقرن بيست يکم به سان يک خانه بزرگي است که نه ميتوان از چگونگي نسبت به سرنوشت کسي که در اتاق پهلوي ما زندگي ميکنند بي تفاوت بود.اگرکشور هاي عقب مانده نگهداشته شده در جهان امروزي به کشور هاي صنعتي نياز دارند کشورهاي بزرگ نيزنميتوانند بدون يک همسايه نيرومند هرچند به ظاهر ضعيف دراين جهان زندگي کنند . يکي از خصائل نظام سرمايه داري غرب حمله برمؤلفه اصل خانواده است که در جوامع شرقي عمدتاً مذهبي بربرج مستحکمي بنام « صله اي رحم « درتمامي دوره تاريخي دين و سنت استوار بوده است که بادريغ ودردکوچ دادن شهروندان بخاطردريافت لقمه ناني وياهم آموزش فرزنداني از روستا ها که بيشتر برزراعت و مالداري اتکأ دارند به شهرها کوچ داده شوند طبيعي است که نسل ناآگاه و دم غنيمتي بوجود مي آيد و ديگر نه ميتوانند به گذشته پربار ملي شان فکر کنند . البته تمامي آناني که به نام آموختن درسها و دريافت کار وديگر مظاهر زندگي شهري به شهر ها رو مي آورند و خود از سواد کافي برخوردارنبوده اند از نوک پا تا فرق سردرفرهنگ منحط غربي غرق ميشوند و طبعاً با گذشت بيست سال وقتي تمامي منفذ هاي عايداتي و منابع تأمين مالي که بصورت بخور نمير از سوي شبکه هاي استخباراتي وشرکت هاي چند مليتي بصورت جيره ايي داده مي شد به هر دليلي مسدود گردد خود را تنها واسير درصحراي نااميدي مي بينند وازهر راهي حتي عبور ازمرگ و آتش که بتوانند ازارزشهاي ديني و سنت هاي ملي نجات پيداکنند از توصل به آن دريغ نه ميکنند. مسئولان امارت اسلامي بايد تمامي تلاش خود رادرايجاد سطح توازن ميان ده وشهربکاربرند، سطح زندگي ميان حاکمان و شهروندان بايدمسؤلانه وعادلانه باشد.وازهمه مهم آنکه وقتي خداوند(ج) ميفرمايند و«وامرهم شورا بينهم» بايد زمينه مشارکت تمامي احادي ساکن در قلمروي بنام افغانستان که طي صدها و حتي هزاران سال براي اعتلاي ميهني بنام آرياناي کهن وخراسان وسرانجام افغانستان دربرابر بيگانه گان جنگيده اند و نفس کشيده اند مساعد سازند.

دکتور محمد آمین فروتن

Related Articles

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *